WEBSWAN.IR

WEBSWAN.IR
پیوندهای روزانه


خدا عشق است و عشق خداست







«خدا عشق است و عشق خداست! کاملاً واضح و روشن بود که ماده و خمیر تمام جهان هستی فقط عشق است! عشق همان سرشتی است که تمامی جهان را به هم پیوند می دهد.»

منبع : webswan.ir



http://neardeath.org




«خدا عشق است و عشق خداست! کاملاً واضح و روشن بود که ماده و خمیر تمام جهان هستی فقط عشق است! عشق همان سرشتی است که تمامی جهان را به هم پیوند می دهد.»

تنها عشق تو هستی و تنها تو را می جویم


منبع : webswan.ir



http://neardeath.org




«خدا عشق است و عشق خداست! کاملاً واضح و روشن بود که ماده و خمیر تمام جهان هستی فقط عشق است! عشق همان سرشتی است که تمامی جهان را به هم پیوند می دهد.»

تنها عشق تو هستی و تنها تو را می جویم


منبع : webswan.ir



http://neardeath.org




«خدا عشق است و عشق خداست! کاملاً واضح و روشن بود که ماده و خمیر تمام جهان هستی فقط عشق است! عشق همان سرشتی است که تمامی جهان را به هم پیوند می دهد.»

تنها عشق تو هستی و تنها تو را می جویم


منبع : webswan.ir

ان الله جمیل و یحب الجمال  . (محمد صل الله علیه و آله)

خدواند زیباست و دوستدار زیبایی است.


چگونه به آفریدگار نگاه می کنی؟

از چه منظر و با چه حسی تا کنون او را جستجو کرده ای؟

 به این عکسها با دقت نگاه کن و آگاه باش که بدور از تفکر قالبی و کلیشه ای همیشگی ، آفریدگار ما تا چه اندازه زیباست و چگونه نشانه های فراوان در اطراف ما قرار داده تا او را در هر سو ببینیم و ما نمی بینیم.




گناه من فقط این است که با احساس می بینم

                                         تمام آنچه را هر کس ز عادت می کند تکرار

 


دریافت
حجم: 6.65 مگابایت
التماس دعا
 


تجربۀ جیم

من یک هواپیمای آزمایشی کوچک چوبی ساخته بودم. موتور هواپیما در هنگام پرواز در ارتفاع پایین از کار افتاد و من هم سعی کردم که آن را در قسمت کم عمق یک دریاچه که روبروی من بود فرود بیاورم، ولی به جای فرود آمدن، در دریاچه سقوط کردم. هواپیمای من در اثر برخورد با سطح دریاچه متلاشی شد و چیز زیادی از آن باقی نماند. ولی من هنوز به قسمت کوچکی از آن که باقی مانده بود متصل بودم.

یک ماهیگیر که در آن نزدیکی بود این صحنه را دید و به کمک من شتافت. ریه ام پاره شده بود و برای تنفس تقلا می کردم. بالاخره یک هلیکوپتر امداد برای نجاتم آمد و من را به بیمارستان هارتفورد برد. دنده های من خرد شده بود و پای راستم از چند جا شکسته بود. جراحات زیادی داشتم و حالم خیلی وخیم بود. به همسرم گفتند که در چند هفتۀ آتی چندین عمل روی من انجام خواهد شد و خطر زیادی تهدیدم می کند . در بیمارستان من را برای یک هفته در کمای مصنوعی قرار دادند. جایی در حین کما، در سوی دیگر از خواب برخاستم؛ جایی که فهمیدم در میان دو جهان است: